خرید بک لینک
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 0:34

مهم اینه که بنویسی از هرچی دلت میخواد، هروقت دلت میخواد، هرجور دلت میخواد! وبلاگا از معدود جاهایی تو دنیای ما هستن که همیشه میتونیم با دلمون توش پیش بریم، یادمون نره:)

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 0:34

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 2:12

نباید یادم بره که چقدر این روزها ناراحت هستم و هر روز چهار، پنج ساعت بیدار، تو رخت خواب می مونم و نمی خوام پا شم. و چقدر خودکشی رو با دردش تصور می کنم. نباید یادم بره که دو ماه می شه که اصلا حالم خوب نیست. نباید یادم بره که چقدر احساس می کنم مسیرم رو از دست دادم و نمی دونم که چه کار می کنم؟ نباید

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 2:12

مستی تو، احمق بودن من... این داستان هم یه جایی تموم می شه. فقط هفت سالم بود که فکر کردم می خوام تمام عمرم رو با تو بگذرونم و باهات ازدواج کنم. هفده سالم بود که رفتم دوره المپیاد و وقتی برگشتم و دوباره دیدمت، تو تغییر کرده بودی. همیشه فکر می کردم اگه من نمی رفتم و می موندم. اگه تو تنهایی، شرایط رو

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 3:22

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 3:22

می دونید وقتی با دقت به دور و برم نگاه می کنم. آدمهای این شکلی زیاد هستند، در درونشون، خیلی غمگین هستند، چون کلی نیازهای مختلف دارند و البته وقتی مقابلت قرار می گیرند و نگاهت می کنند و حرف می زنند با شخصیت به نظر می رسند. ولی در جستجو هستند که آیا تو آدمی هستی که بتوانی بهشان چیزی بدهی؟ و ممکن است

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 3:22

دلم می خواست برای لحظه هایم، به اندازه ی یک دهمِ حس خوبِ وجود او در افکارم، ارزش قائل می بودم. اون وقت حتی می شد، بیشتر زندگی کنم. +اردیبهشت خوب نبود. به جز زانو درد و کمر درد و ... . افتادن از پله های دانشکده. حس کردم پتانسیل اینو دارم که دوباره برگردم به دوره ی افسردگی! چون که یکی دو هفته ای نمی

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 20:30

صفحه بندی